{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغضم گرفته وقتشه ببارم

بغضم گرفته وقتشه ببارم

چه بی هوا هوای گریه دارم

باز کاغذام با تو خط خطی شد

خدا این حس و حال و دوست ندارم

باز دور پنجره قفس کشیدم ، دوباره عطرت و نفس کشیدم

قلم تو دست من پر از سکوته ، دوباره از ترانه دست کشیدم

باز خاطرات تو همین حوالیه

حالم همینه و یه چند سالیه

جای تو خالیه

جز تو تمام شهر میدونن حالمو

مثل کبوترم که سنگ آدما شکسنه بالمو

این قلب بی قرار و از تو دارم

این حس انتظار و از تو دارم

اسمت هنوز دور گردنم هست

من این طناب دار و از تو دارم

اسمت نوشته رو بخار شیشه ، دلی که بی تو باشه دل نمیشه

من موندمو یه سایه توی خونه ، میترسم اونم حتی رفتنی شه
دیدگاه ها (۱۶)

شاخه گلی که به تنهایی‌ام بو برده بود, در فاصله‌ی بین دست‌ها...

نمیدونم از کجا شروع کنم قصه تلخ سادگیمو, نمیدونم چراقسمت میک...

نیستی ببینی مشکلات, یه مرد ساخته ازم, غم جدایی پس انداخته از...

من به آمار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از آدم هاست پس چرا ا...

^فیک جونگکوک^(پارت۷۹)

اونـ_مالـ_منهـPart22و رفتم تو اتاق نشستم رو تخت بسته رو باز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط