پرنسسمن

#پرنسس_من🤍🥂
#part_94

سریع رفتیم به سمتش...

- چیشد!؟

^ خداروشکر عملش خوب پیش رفت.


کلافه و با خوشحالی دستی رو موهام کشیدم و نشستم رو صندلی...


+ دیدی؟... بهت گفتم که چیزی نمیشه... بیخودی نگران بودی!

نمیدونم چم شده بود اما شدیدا به بغل جیهوپ نیاز داشتم...
واسه همین از جام بلند شدم و بغلش کردم...

+ چیکار میکنی؟! صبر کن ببینم این پسر مغرور منو بغل کرده؟

- این پسر مغرور واقعا بهت نیاز داشت... مرسی جیهوپ... اگه نبودی نابود شده بودم...

دیگه حرفی بینمون رد و بدل نشد رد و بعد از چند دقیقه تخت تهیونگ رو اوردن... از بغل جیهوپ جدا شدم و به تهیونگ نگاه کردم...

- کجا می‌برینش؟

^ باید بره بستری بشه تا وقتی که حالش کاملا‌ خوب بشه.

+ زود به هوش میاد؟

^ امیدواریم!

بعد از این حرف تخت تهیونگ رو بردن..

- این الان چی گفت؟... یعنی امکان داره به هوش نیاد؟

+ به هوش میاد ولی...
دیدگاه ها (۱۲)

#پرنسس_من🤍🥂#part_95- این الان چی گفت؟... یعنی امکان داره به ...

#پرنسس_من🤍🥂#part_96پامو گذاشتم رو گاز و با سرعت زیاد به راهم...

#پرنسس_من🤍🥂#part_93بعد از این سیگارم چندتا دیگه سیگار کشیدم....

#پرنسس_من🤍🥂#part_92با کلافِگی که داشتم دستی رو موهام کشیدم و...

عاشق یه خلافکار شدم پارت ۱۱تهیونگ خیلی تعجب کرده بود نمیدونم...

ویو سوجین توی اتاق نشسته بودم که شوگا آمد گفت شوگا : تهیونگ ...

عاشق یه خلافکار شدم پارت ۴ساعت کاریم تمام شده بود رفتم سوار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط