#موکل_خطرناک_من
#موکل_خطرناک_من
#رمان_درخواستی. پارت6
ویو ات
غذامو خوردم.
رفتم سمت خونه.
رسیدم.
رفتم توی اتاقم.
دوش گرفتم.
لباس پوشیدم و روتین پوستی را انجام دادم.
و خوابیدم.
ویو کوک
به نظرت به من زنگ میزنه؟
معلومه که نه چرا باید یه پسر غریبه ای مثل من زنگ بزنه.
به از چند ساعت فکر بلند گفتم
کوک:فهمیدم
خوب او وکیله و من فقط رئیس باند مافیا هستم.
پس کاری نمیتونم بکنم.
فقط.......
چنتا جرم بکنم تا ببینمش
آره همینه.
چه جرمی باید بکنم.
انقدر رایی که فکر کردم.
کم کم خوابم برد
امیدوارم که خوشتون اومده باشه🎀
#رمان_درخواستی. پارت6
ویو ات
غذامو خوردم.
رفتم سمت خونه.
رسیدم.
رفتم توی اتاقم.
دوش گرفتم.
لباس پوشیدم و روتین پوستی را انجام دادم.
و خوابیدم.
ویو کوک
به نظرت به من زنگ میزنه؟
معلومه که نه چرا باید یه پسر غریبه ای مثل من زنگ بزنه.
به از چند ساعت فکر بلند گفتم
کوک:فهمیدم
خوب او وکیله و من فقط رئیس باند مافیا هستم.
پس کاری نمیتونم بکنم.
فقط.......
چنتا جرم بکنم تا ببینمش
آره همینه.
چه جرمی باید بکنم.
انقدر رایی که فکر کردم.
کم کم خوابم برد
امیدوارم که خوشتون اومده باشه🎀
- ۱۴۷
- ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط