{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاراگاه جوان

کاراگاه جوان
Part:28
ا.ت:خب من بهش یه عذر خواهی بدهکارم
جیمین:نه تقصیر تو نبود که چرا باید معذرت خواهی کنی
ا.ت:به هر حال کار پدر منه جیمین لطفا
جیمین:باشه آدرسو میفرستم
ا.ت:مرسی جیمینی
جیمین:خواهش میکنم
ا.ت:خب پس من برم آماده شم
جیمین:باشه فعلا
ا.ت:فعلا
قطع کردم و رفتم بالا تو اتاقم اول دستو صورتمو شستم و خشک کردم یه میکاپ ساده کردم و موهامو حالت دادم یه لباس پوشیدم و رفتیم پایین از خونه زدم بیرون راه افتادم سر راه یه دسته گل و شیرینی ساده خریدم و رفتم سمت بیمارستان بعد چند مین رسیدم رفتم داخل یه نفس عمیق کشیدم کدوم اتاق گفته بود آهان رفتم بالا اتاقو پیدا کردم و در زدم و با شنیدن بفرمایید رفتم داخل چند نفر اتاق بودن که جیمینم بود این چرا همیشه اینهمه خوشتیپه اخهه سلام کردم و برای احترام خم شدم
م جیهون:شما؟
جیهون:آا قربان ایشون دختر یوچان نیستن
(خوشملام جیهون قبلا قضیه رو به خانوادش گفته)
اون خانمه با شنیدن حرف پسره با اخم بهم نگاه کرد
جیمین:خودشه
م جیهون:اینجا چیکار میکنی پدرت فرستادتت
ا.ت:آا نه من برای معذرت خواهی اومدم
جیمین:خاله جان ایشونم رابطه خوبی با پدرش نداره و از همه چی خبر داره از کارای پدرشم ناراحته الانم اومده از جیهون معذرت خواهی کنه
جیهون:آا درسته مامان
ا.ت:امم آقای
جیهون:جئون جیهون هستم
ا.ت:آا آقای جئون من واقعا متاسفم میدونم معذرت خواهی من فایده نداره اما بازم و اینا برای شماست
جیهون:آا ممنون زحمت کشیدین
ا.ت:خواهش میکنم
جیمین:خب دیگه حرفی ندارین؟
جیهون:فکر نکنم حرفی هست؟
ا.ت:نه
جیمین:پس ا.ت میشه باهام بیای
جیهون:ا.ت؟
ا.ت:اره بریم
رفت بیرون که منم دنبالش رفتم و از بیمارستان رفتیم بیرون و جلوی بیمارستان روی نیمکت نشستیم که
ا.ت:خب
جیمین:خب چی
ا.ت:برای چی اومدیم بیرون
جیمین:آا خب گفته بودی رو در رو دربارش حرف بزنیم خب
ا.ت:اها اون خب ..
جیمین:بهش..فکر کردی
ا.ت:خب اره
جیمین:و جوابت یعنی الان دوسم دا ی یا نه
ا.ت:خب دیشب فهمیدی دیگه
ادامه دارد.....
لایک و کامنت یادتون نره فرشته هام 🧚‍♀️😊
دیدگاه ها (۱)

کاراگاه جوان Part;27داسام:ایی کجا بودی پدر سوخته مردیم از نگ...

کاراگاه جوان Part:26مینگی:وای خدا داشتم میمردم از نگرانی جیم...

love in the dark②②اشک تو چشمانم جمع شدیعنی چی؟ میخواد از من ...

وارث تاریکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط