{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق مافیا:))))

عشق مافیا:))))
پارت دوازده:

همه آروم آروم رفتن بالا اتاقاشونو گرفتن و وسایلشونو گذاشتن ات و نونا با هم تو یه اتاق بودن و لباساشونو عوض کردن (عکسشو میزارم)

فلش بک به یک ربع بعد
ات و نونا لباساشونو پوشیدن و میکاپشون رو ترمیم کردن
دست هم رو گرفتن و از اتاق رفتن بیرون و وارد سالن شدن دوستای دیگه نونا از اون ور داشتن صداش میکردن نونا به ات گفت

نونا: ات؟

ات: بله؟

نونا: من میرم پیش بچه ها اگه تو هم خواستی بیا

ات: باشه

نونا رفت سمت دوستاش و ات سرش رو کرد تو گوشیش . جونگکوک و اکیپشون هم به دیوار تکیه دادن جونگکوک هم دست تو دست وایساده و به ات نگاه می‌کنه .

ویو دقیقه بعد

پسری به نام یونجون کنار ات می‌ره سر صحبت رو باز می‌کنه

یونجون: سلام بانو افتخار آشنایی میدین؟

ات: سلام ( کمی مکس) ... ات هستم و شما؟

یونجون: یونجون هستم بانوم

ات: ببخشید؟؟

یونجون : عادت میکنی ( با لحن هولی)

یونجون دستشو نزدیک موهای ات برد و موهاشو نوازش کرد .
جونگکوک این صحنه رو دید و رگ گردش زد بیرون و لیوان شرابی که دستش بود رو کوبوند رو میز کنارش


این پارت گذارش شده بود دوباره گذاشتم واقعا که
یونجون منظورم آیدله نیس
بار دوم گذارش شده و دوباره گذاشتم فوش گذاشتم کسی گذارش کنه

خمارییییییییی 😔🙄🤣🤝

اسلاید دو: لباس ات
اسلاید سه: میکاپ ات
اسلاید چهار : لباس نونا
اسلاید پنج: میکاپ نونا
اسلاید شیش: لباس جونگکوک
اسلاید هفت : لباس تهیونگ
اسلاید هشت: لباس یونجون

منتظر پارت بعد بمونید .....
حمایت یادتون نرهههه🌷🤍🩷🎀
دیدگاه ها (۱)

چرا واقعا؟ مشکل داری نخون من دارم واسه فالورام می‌نویسم کص.....

عشق مافیا:))پارت یازده تهیونگ : باز داری ات و نگاه میکنی؟جون...

عشق مافیا:))!پارت هفت : پدر ات هیچ وقت گردن نگرفت که مادر ات...

عشق مافیا:)))پارت ۲نونا: ات چطوری؟ ات:کثافت چرا امروز نیومدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط