عشق مافیا

عشق مافیا:)))

عشق مافیا:)))
پارت ۲


نونا: ات چطوری؟

ات:کثافت چرا امروز نیومدی دانشگاه

نونا: قضیش طولانیه

ات: به قرآن دلیلش چرت و پرت باشه جرت میدم

نونا: باشه حالا میخواستم یه چیزی بهت بگم

ات: حامله ای؟

نونا: نههه یه جا هست یه ویلای عمارت طوره بچه ها منو دعوت کردن گفتن به تو هم بگم

ات: واسه کیه؟ چند روزه هست

نونا: دو سه روز دیگه میریم یه پنج شیش روز شاید بیشتر اونجاییم

ات: عاااا اوکی میام

نونا: یسسس پس می‌بینمت

ات: هوشههه فردا دانشگاه میای؟

نونا: باید بیام وگرنه ببینیم همو جرم میدیییی

ات: آفرین ، من برم دیگه بای

نونا: بای

ویو ات:
بابام که نیس میتونم برم اون چند روز رو خوش بگذرونم ولی بهش نگم..... بگم ؟؟ اههههه اصلا ولش برم حموم الان


ات لباس های بعد حمومش رو آماده کرد و رفت حموم


فلش بک به بعد حموم

ات اومد و لباساشو پوشید و رفت دم اتاق پدرش در زد و وارد شد




این پارت چیز خاصی نبود
پارت های بعدی جذاب تر خواهد بودددد
منتظر پارت بعد باشیددد
بدرودددد👀🤍✨🤝🎀💐
دیدگاه ها (۱۰)

رومان روز برفی (پارت 1)از زبان ات:امروز شنبہ 15 ژانویہ است ب...

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

وقتی دخترشی و از دستت عصبانی میشه...پارت¹۸:۳۰ دقیقه شبات که ...

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

#برادر ناتنی من

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۹//یونا فهمیده اعضا اتو دوست دارن نقشه ریخته که داداشش ...

💗فقط یه دوست معمولی پارت پنجم بالاخره بعد از کلی خندیدن و مس...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط