{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکرش را بکن !

فکرش را بکن !
انگشتانم را بشمارم
یک
دو
سه
چهار
پنج
و تو بیایی
فکرش را بکن
فاصله ی ما
به همین کوتاهی باشد
فکرش را بکن
تو بگویی
چندتا دوستم داری ؟
و من بگویم
همان پنج تا
به شماره ی
آخرین فاصله مان!
فکرش را بکن
بیایی؛ بمانی و بگویی
دیر آمدم تا...
ماندنی تر باشم جانم!
.
فکرش را کردی! ؟
بیا خب! ؟
دیدگاه ها (۱)

مثل بارانمبی نیاز از آواز آدمی،همین سایه برای من کافی استهمی...

مرگ من روزی فرا خواهد رسیددر بهاری روشن از امواج نوردر زمستا...

قرارمان همین بهار زیرِ شکوفه های شعر...! ..آنجا که واژه ها ب...

گفتم فراموشت می کنم و رویِ حرفم ماندم..حالا دیگر از یاد برده...

شماره ۷ آزمایشگاهفصل ۳ پارت. ۲۵ویو سه روز بعد از تولد دامیان...

عاشقت نیستم 🥀پارت 22و بلاخره یکی از صاحبان اومد اون کی بود؟!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط