{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش باران بودی

کاش باران بودی
تا می شستم غم دل در لطافت بهاریت
می گشودم غم پنجره را
در پس نگاه سنگینت
ببار ای ابر بهاری
غمین و دلشکسته چشم به راهت می مانم
گوش جان می سپارم به سکوتت
تو نیز گوش کن فریاد سکوتم را
اجابتی در راه است...
ببار ای ابر بهاری
تا بشویی کدورت قصه غصه هایم را
دیدگاه ها (۳)

من چنان بی پر شدم ، از دوری ات . می سرایم ، نغمه ای ، در دور...

ای عجب، بعد تو با کیست نگهبانی منای پدر ای با دل من همنشین ا...

★نام دلنوشته: ببار باران★★نویسنده: نازنین براتی★★ژانر: غمگین...

دیگر این ابر بهاری جان باریدن ندارداین گل خشکیده دیگر ارزش چ...

...تو نباشی دل من خسته درد است عزیزتن من بی‌تو پر از زخمه در...

گفتگوی ابر با آدمک مزرعه(ابر)آدمک خسته شدی از چه پریشان حالی...

دیگر این ابر بهاری ، جان باریدن ندارداین گل خشکیده دیگر ، ار...

نزدیک به چهل روز از غروب غم انگیز شقایق ها میگذرد و هنوز صدا...

نزدیک به چهل روز از غروب غم انگیز شقایق ها میگذرد و هنوز صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط