{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی نوشت :این دنیا اگه حرفی داشت خدایش ساکت نبود

یکی نوشت :این دنیا اگه حرفی داشت خدایش ساکت نبود
میخواستم بگم :خدای تو را نمی دانم اما خدای من لابلای آواز مستانه پرستوهای عاشق خودنمایی می کند
خدای من زیر شرشر باران، روی خش خش برگ آواز می خواند
خدای من تنهاست اما صدای خوشی دارد، خدای تو را نمی دانم
دیدگاه ها (۱)

... ﻣﺮﺍ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮنه مثل جبرنه مثل هندسه...!نه ﻣﺜﻞ ۱ منهای ۱ﮐﻪ...

ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻧﻤﺎﺯﻣﻴﺨﻮﺍﻧﺪﻭﻣﻦ ﺁﻭﺍﺯ..ﺧﺪﺍﻯ ﺍﻭ ﺑﺮﺭﻭﻯ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭﺍﺯ ﻗﺪﻳﻢ ...

دیررسیدن...باهرگزنرسیدن...هیچ فرقی نمیکند.وقتی تو...درهیچ کج...

عجب معجزه ای می کند این گذشتزمانبگذار صادقانه بگویم :آنکه قد...

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

عاشقانه های شبنم

جنگل نفرین شده پارت ۲

آتیشی که از بارون شروع شد part 49ویوی جونگکوکضبط صوت رو بررس...

Too Late to Bloom

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_54+بیخیال پسر!هر دوتامون می‌...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط