{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من همان عاشق و شيداي توام درپس راه

من همان عاشق و شيداي توام درپس راه
دیده بر راه و دلم پر زغم و حسرت و اه
تو همان عطر دل انگیز ي و دنياي نويد
هر سحر ديده به راه تو گشايم به اميد
کاش یادت به دلم این همه پر رنگ نبود
یا حضور تو در اين فاصله كم رنگ نبود
چند روزی به ديار تو شدم آواره
با دلی خسته و حسرت زده و بیچاره
گاه تشويش به دل وين همه شب بيداري
به یقینم كه به دل خاطري از ما داري
مي دهم وعده ی ديدار به دلم هر جایي
روزي از دور ترين راه تو شايد ايي
دیدگاه ها (۱۴)

‍ ‍ دیگر آن دیوانه ای که دیده بودی نیستممثل سابق عاشق و اهل ...

و چه قدر خسته ام از «چرا؟»از «چه گونه!»خسته ام از سؤال های س...

‍ قدیسه ی آفرینش مادر..جانم فداي مادر ومهر لايزال...

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

🍃بِسْـمِ ٱللهِ ٱلْرَّحْمٰـنِ الْرَّحیـمْ🍃🍀خدایا دستانم خالی ...

#باران 🦋🫰🏼رفتنت، آغازِ یک ویرانیِ آرام و بی‌صدا بود؛ شبیه به...

رفتنت، آغازِ یک ویرانیِ آرام و بی‌صدا بود؛ شبیه به پاییزِ نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط