چه فرقی می کند یادم را
چه فرقی می کند یادم را
پرت کدام حاشیه کرده باشی
من باید مرکز جهانم را به نام تو کنم
من باید دوستت بدارم و دور باشم !
به من چه لبخنده ی تو
به دست دیدار چه کسی می شکفد
من نباید هیچ بوسه ای را با لبخند تو تعویض کنم
من باید دوستت بدارم و دلواپس تو باشم !
غرور من
از جنس حماقت سایه ای ست
که به پایت می افتد اما
نمی تواند در آغوشت بگیرد
من باید دوستت بدارم و نخواهمت !
خودخواهانه است اما
با هر قاعده ای که بسنجی
این جنون ،منطقی به نظر می رسد!
دلباخته ی تو کسی ست که در برابرت
قلبی بزرگتر از مشت
در سینه دارد !
پرت کدام حاشیه کرده باشی
من باید مرکز جهانم را به نام تو کنم
من باید دوستت بدارم و دور باشم !
به من چه لبخنده ی تو
به دست دیدار چه کسی می شکفد
من نباید هیچ بوسه ای را با لبخند تو تعویض کنم
من باید دوستت بدارم و دلواپس تو باشم !
غرور من
از جنس حماقت سایه ای ست
که به پایت می افتد اما
نمی تواند در آغوشت بگیرد
من باید دوستت بدارم و نخواهمت !
خودخواهانه است اما
با هر قاعده ای که بسنجی
این جنون ،منطقی به نظر می رسد!
دلباخته ی تو کسی ست که در برابرت
قلبی بزرگتر از مشت
در سینه دارد !
- ۱.۲k
- ۰۵ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط