{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اربابان من

اربابان من

خواهر ناتنی میا: ببخشید نامجون اوپا می‌دونم این دختره......(عشوه)
حرف دختر با سیلی نامجون قطع شد
نامجون : خفه شو تو الان به اموال من آسیب زدی ؟
خواهر ناتنی میا به تته پته افتاد
نامجون دست میا رو گرفت و به خانواده ی بی معرفتش نگاه کرد
نامجون:این دختر الان جزعی از اموال منه پس حق نزدیک شدن به اونو ندارید
و دخترک رو به سمت ماشین برد
دختر هنوز توی شک بود
که یک مرد غریبه از اون دفاع کرد اما پدر خودش نه....!


حمایت کنین ادامه واسه فردا
دیدگاه ها (۴)

اربابان من الان دو هفته از اومدن میا به این عمارت گذشته اون ...

اربابان من میا ویویونا : اوپسی ببخشید هواسم نبود میا : چرا ا...

اربابان من صبح شد و دختر فقط یک لباس اضافه داشت اونو در کوله...

توی این فکرم که فیک نویس بودن رو کنار بزارم چون مثل قبل فعال...

اجباری...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁵..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨هر دو در شک فرو رفته بودن، هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط