{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دنبال خود گشتم

به دنبال خود گشتم
درچرخش گیسوانم
چیزی ازاو نیافتم
جز یک رد
رعد و برق چشمان
زیبای اوکه شاخه های
مرا سوخت اما باز
خیال را سپردم به
خاکستر و به بادها
افسوس که او هست
و من
از دست رفته ام
که هردم با دمی می آیم
و بانفسی می روم
دیدگاه ها (۴)

یکی از شعرهای عاشقانه و فوق العاده زیبای قاسم صرافان:دلبر شی...

دلبر شیرازیم در حافظیه می‌دویدمی‌دوید این سو و آن سو و مرا ه...

صدای باران که به شیشه‌ی خاک گرفته‌ی پنجره برخورد می کند،سمفو...

ناخودآگاه شنیدم امروزکه کسی با دگری گفت آرامتا خدا هست دگر غ...

ریباز سالار

سید مجتبی شجاعی

«خاطرات او». p¹.پرده ی اتاقم را کنار میزنم و به بارانی که آر...

منظومه ی “آبی، خاکستری، سیاه”در شبان غم تنهايى خويشعابد چشم ...

شاید شعار است این شعور شعر تو در توهر کس به میزان شکارش مشک ...

هادی مومنی شاعر ایرانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط