blood enem

ویو ات:
وقتی بیدار شدم دیدم به یه صندلی بسته شدم چشمام و دهنم بسته بود میخواستم جیغ بزنم وای چیزی جلو دهنم بود همش تقلا میکردم ولی بجاش دستم کبود تر میشد
یهو فهمیدم یکی اومد داخل همش تکون میخوردم تا بازم کنه ولی نمیشد یهو دیدم یکی دستمال جلو دهنم رو برداشت پس داد زدم
+هوعیییی مردک آزادم کنننن
#نچ نشد دیگه تو خیلی بی ادبی شنیدم رزمی کاری
+اره آزاد شم میزنم جرت میدممم
#ولی من دشمن باباتم
ساکت شدم جاننن بدبختتت شدم عین سگ می ترسیدم ولی شجائتم رو جمع کردم و داد زدم
+هوعییی چرا منو اوردی اینجا
#انتقام
+با بابام دشمنی به من چه
#خب میخوام با استفاده از تو بابا تو بشکنم
+میخوای چیکار کنم
#باید با پسرم ازدواج کنی و صاحب ی وارث بشید من پدر شوهرتم لی جونگ سوک
+نمیخوامممم
#خدتت خواستی
احساس کردم رفت و برگشت که......
لایک:۹
کامنت:۹
دیدگاه ها (۱۰۰)

@wineu ....فالوشه

رفیقم فالو شه... kim_luna99@

blood enem

تو رنگ میشی اینجا جای زغال

رمان فیک پارت 3فقط قبلش بگم بچه ها من رمان تهیونگ و جیسو رو ...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۱۵

ظهور ازدواج پارت ۵۲۱که تلویزیون رو روشن کردم و کسل و بيجون ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط