{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی جَفَر دستش توی شلوارش بود داشت با خودش حال میکرد، دیگ

شبی جَفَر دستش توی شلوارش بود داشت با خودش حال میکرد، دیگه احساساتش که بالا زد، این دوبیتی رو سرود:

















ز هجر همسری دلخونم امشو، ز دست راست خود ممنونم امشو،نشستم خسته، تنها میکنم حال،خودم لیلی خودم مجنونم امشو!
دیدگاه ها (۱)

ﻫﯿﭻ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﯾﮏ ﺑﻮﺳﻪ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﻣﺨﺎﻟﻒ، ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﯼ26 ﮐﺎﻟﺮﯼ ﻣﯿﺴﻮﺯوﻧ...

کدوم عروس ، کدوم بله ؟!؟!؟! عروس عادی : با اجازه بزرگترها ب...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁴ویو لیلی ___اون شب رو ...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²¹ویو لیلی ___نگاهم به د...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. p6بعد از نفری صد ت...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁰ویو لیلی ___نمیدونم چق...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸ویو لیلی ___---سکوت سن...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁶ویو لیلی ___یکی از افس...

برده عمارت جئون

*teakook*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط