تو واقعا کی هستی

تو واقعا کی هستی

پارت ۱۳

پریدم روی کولش و گفتم

ا.ت: هوی گوریل پس کی میخوای بیای من و بگیری هان اگه عجله نکنی از دستم میدی ها

همینطور داشتم زر میزدم که یه دفعه دستام و گرفت و کشید انداخت رو تخت
خواستم بلند شم کع اومد سمتم

کوک: چیشد تا الان خوب میگفتی هوم

ا.ت. هوی نمیتونی کاری کنی ها خونه آدم هس

کوک: هووف باشه بابا

و اومد کنارم دراز کشید
دو روزی میشد که این سوک مرخص شده بود حالش کاملا خوب بود ولی زیاد تو خونه نبود هم اون هم کوک
ولی در تعجبم چطور الان خونه اس کوک ولی این سوک نیس
رفتم توی بغل کوک تازه چشام داشت گرم میشد که یه دفعه صدای داد این سوک کل عمارت و لرزوند

با عجله بلند شدم و رفتم پایین که دیدم بادیگاردای این سوک عمو رو گرفتن و این سوک ام با چهره ترسناکی داره نگاهش میکنه
خدای من یعنی باهاش چیکار میکنه همین طور داشتم فکر میکردم که دیدم این سوک به همراه بادیگارد و عمو به سمت اتاق شکنجه رفتن
آب دهنم و قورت دادم و پشتشون رفتم اما هنوز به در نرسیده بودم که صدای عربده دردناک عمو عمارت و دربرگرفت
وایستادم پشت در که با صحنه ای که دیدم حالم بد شد و سریع اونجا رو ترک کردم
دیدگاه ها (۲)

کیووووتااا

مهربونااا

زندگی مافیایی ما پارت ۱۲وقتی بچه ها رفتن بیرون چشمام و بستم ...

کراش زدم رو این کلیپپپپ

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

سرنوشت "p,37..تا اینو گفتم بلند شد و گفت .ا/ت : اومدم اومدم....

هرزه ی حکومتی پارت ۵ بیدار شدم...تو اتاق بودم رفتم سمت در دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط