((( گریزان )))
((( گریزان )))
* بویِ گل هر دَم گریزان است از گلزارِ خویش .
دررکابِ هر نسیمی , می شود عطّارِ خویش .
* بویِ گل , شاید به رنگِ گل حسادت میکند .
کاینچنین بر هر وزش , عرضِِ ارادت می کند.
* از حسادت تار و پودت را رها کن , ای عظیم .
تا شوی آسوده از اشرار و شیطانِ لئیم .
===================
شعراز عبدالعظیم عربی = خوزستان .
* بویِ گل هر دَم گریزان است از گلزارِ خویش .
دررکابِ هر نسیمی , می شود عطّارِ خویش .
* بویِ گل , شاید به رنگِ گل حسادت میکند .
کاینچنین بر هر وزش , عرضِِ ارادت می کند.
* از حسادت تار و پودت را رها کن , ای عظیم .
تا شوی آسوده از اشرار و شیطانِ لئیم .
===================
شعراز عبدالعظیم عربی = خوزستان .
- ۱.۶k
- ۰۲ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط