part 13
part 13
®من رفتم خداحافظ
+چی ؟کجا می
معاون:کیم هارین
+ب..بله
معاون:دفتر سریع
با بدبختی و تعهد دادن از دستش خلاص شدم پس چرا این بشر جلوی اون قلدارا رو نمیگیره ؟فقط بلده پاچه بگیره
داشتم با خودم حرف میزدم که احساس کردم به یک سنگ برخورد کردم
+مگه اینجا هم ستون بو..
سرم رو بالا آوردم و با دیدن تهیونگ که با دو تا گوی شفافش رسماً داشت قورتم میداد چند قدمی عقب رفتم
تهیونگ:داشتی میگفتی
+نه من چیزی نگفتم چیزی گفتم؟
اول تعجب کرد
تهیونگ:همچین پوششی در شأن خاندان جعون نیست
+پوشش تو هم در شأن یک دانش آموز نیست
تیکت اسم نداشت کروات ننداخته بود پیرسینگ تتو نوچ نوچ نوچ
تهیونگ :من نیاز ندارم به تو عه فسقلی جواب پس بدم
+نامبر تو به نامبر وان میگه بو گوه میدی
بهم نگاه سردی انداخت و رفت
این چی بود من گفتم ؟من الان نامبر وانم؟؟ایییییی خدایا بهم عقل عطا فرما
وجی:آمین
مردم کراش دارن منم کراشششششششش دارم چه جذاب شده بود ابروش هم پیرسینگ زده بود کصافت خیلی جیگر شده بود
®من رفتم خداحافظ
+چی ؟کجا می
معاون:کیم هارین
+ب..بله
معاون:دفتر سریع
با بدبختی و تعهد دادن از دستش خلاص شدم پس چرا این بشر جلوی اون قلدارا رو نمیگیره ؟فقط بلده پاچه بگیره
داشتم با خودم حرف میزدم که احساس کردم به یک سنگ برخورد کردم
+مگه اینجا هم ستون بو..
سرم رو بالا آوردم و با دیدن تهیونگ که با دو تا گوی شفافش رسماً داشت قورتم میداد چند قدمی عقب رفتم
تهیونگ:داشتی میگفتی
+نه من چیزی نگفتم چیزی گفتم؟
اول تعجب کرد
تهیونگ:همچین پوششی در شأن خاندان جعون نیست
+پوشش تو هم در شأن یک دانش آموز نیست
تیکت اسم نداشت کروات ننداخته بود پیرسینگ تتو نوچ نوچ نوچ
تهیونگ :من نیاز ندارم به تو عه فسقلی جواب پس بدم
+نامبر تو به نامبر وان میگه بو گوه میدی
بهم نگاه سردی انداخت و رفت
این چی بود من گفتم ؟من الان نامبر وانم؟؟ایییییی خدایا بهم عقل عطا فرما
وجی:آمین
مردم کراش دارن منم کراشششششششش دارم چه جذاب شده بود ابروش هم پیرسینگ زده بود کصافت خیلی جیگر شده بود
- ۵۴
- ۰۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط