{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آتشی بودم و سوزاندم و بر باد شدم

آتشی بودم و سوزاندم و بر باد شدم
تیشه گردیدم و تاجِ سر فرهاد شدم

ناله‌ها زیر لبانم شده زندانی شرم
ترسم آن روز کِشم آه که فریاد شدم

سینه‌ام گشته بهشتی ز گل وحشی عشق
ای خداوند به خشم آی که شداد شدم

من همان صید ضعیفم که به دام افکندی
ناز من بود و نیاز تو که صیاد شدم

باز طوفان می از مهلکه‌ام برد برون
در خرابات شدم معتکف، آباد شدم

از رقیبان نهراسم که غروری سر و پا
طعنه بیهوده مزن من دگر استاد شدم

دردم این بود غزالم غزلی می‌خواهد
غزلی ساختم از درد و غم آزاد شدم.
دیدگاه ها (۴)

نصرت رحمانیآتشی بودم و سوزاندم و بر باد شدمتیشه گردیدم و تاج...

آتشی بودم و سوزاندم و بر باد شدمتیشه گردیدم و تاجِ سر فرهاد ...

آتشی بودم و سوزاندم و بر باد شدمتیشه گردیدم و تاجِ سر فرهاد ...

💓آتشی بودم و سوزاندم و بر باد شدمتیشه گردیدم و تاج سر فرهـــ...

💓آتشی بودم و سوزاندم و بر باد شدمتیشه گردیدم و تاج سر فرهـــ...

این موزیک ویدئو تقدیم به همه فاطمه های عزیز وتقدیم به خودم 👏...

🟢 **🌹 به #نام عشق ، برادری و همدلی 🌹**🔴 برادران عزیز و بزرگو...

🍂🍁طلوعِ آدینه گذشت و حالا نوبتِ اقتدارِ شنبه است... امیدوارم...

🌹 ** #هفته نیروی #انتظامی گرامی باد ** 🌹🔴 به #نام خدای آرامش...

🎨 #هنر یعنی چیزی را که در #قلب و #ذهن مان داریم به #جهان نشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط