{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازت متنفر نیستمp

ازت متنفر نیستم....p2

هنوز ساعت 9 شبه اما جیسونگ بعد شام برق ها رو خاموش میکنه و به طرف اتاقش میره...لحظه ای جلوی در مکث میکنه
-قبل خواب مسواک بزن
و به راه‌ش ادامه میده تا بخوابه
بارونی ملایمی که 10 دقیقه پیش میومد دیگه مثل قبل نبود...رعدوبرق های بلند و برخورد شدتی قطرات بارون روی شیشه ا.ت رو بیشتر و بیشتر میترسوند ، دلش می‌خواست به اتاق جیسونگ بره و ازش خواهش کنه امشب پیش اون بخوابه ولی خب واضحا نمیخواست آزاردهنده‌تر باشه و باعث تنفر بیشتر نسبت بهش بشه ، پس فقط عروسک خرگوشی رو توی بغلش فشرد و بالشت رو روی گوشاش گذاشت تا چیزی نشنوه
مدتی می‌گذره ، صدای هوهو باد ترسناک‌تر میشه و صداهای عجیب توليد میکنه...تحمل ا.ت به سر میرسه و از روی کاناپه بلند میشه و به طرف اتاق جیسونگ میدوعه...کنار تختش می‌ایسته و لباسش رو تکون میده
×جیسونگا...جیسونگا بیدار شو
-*دست ا.ت رو از روی لباسش کنار میزنه و با چشم‌های نیمه باز و خمیدگی ابرو بهش نگاه میکنه* چیه؟ چی میخوای؟
×*بغض میکنه* میشه اینجا بخوابم؟ روی زمین...قول میدم اذیتت نکنم
-*چشماش باز میشن اما خمیدگی ابرو‌هاش از بین نمیره* چرا؟
×میترسم.‌‌‌..لطفا.‌.‌‌.بهت قول میدم ساکت باشم
-از چی میترسی ؟
×صداهای بيرون *بغض بیشتر اذیتش میکنه و صداش رو میلرزونه*
-هوف *چشماشو روی هم فشار میده* نمیخوای که گریه کنی؟
×گریه نمیکنم
-*یک طرف تخت غلت میزنه و به طرف خالی اشاره میکنه*باشه...بگیر بخواب
ا.ت روی تخت ،روبه‌روی جیسونگ دراز میکشه و نیمی از پتو رو روی خودش میندازه ، حالا احساس آرامش بیشتری داره . صورتش رو روی سر خرگوش‌ش میزاره و هر از گاهی به پسر روبه روش نگاه میکنه...اون متوجه نگاه های ا.ت میشه اما چشماشو باز نمیکنه و فقط میچرخه پشتشو به ا.ت میکنه
رعدوبرق بلندتر از دفعات قبل صدا میده و ا.ت رو میترسونه...ا.ت خرگوش رو کنار میندازه ، چشماشو محکم میبنده و دستای کوچیکشو دور کمر جیسونگ میپیچه

ادامه پارت بعد....

#تکپارتی #هان #هان_جیسونگ #kpop #kpoper #skz #straykids #stay
دیدگاه ها (۱)

ازت متنفر نیستم....p3چشم های جیسونگ با حس غیرمنتظره دست‌های ...

اعتراف جناب لی....p1ا.ت ،خواهر هیونجین بود...ا.ت عضو تیم ملی...

ازت متنفر نيستم....p1روی تخت دراز کشیده بود و با گوشیش ور می...

شایعات جدید سئول رو فرا گرفته....p3هیون سرش رو عقب میکشه و خ...

سیگار شریکی (پارت 21)

خونآشام من

سناریو *وقتی بهشون فحش ایرانی میدی*نامجون:(میخواست با عصبانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط