{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اعتراف جناب لیp

اعتراف جناب لی....p1

ا.ت ،خواهر هیونجین بود...ا.ت عضو تیم ملی والیبال کره‌س و امروز توی سئول مسابقه داره...هیونجین به ا.ت قول داده که برای دیدن مسابقه‌ش به ورزشگاه بره و از اونجایی که روز یکشنبه‌س و پسرا ا.ت رو میشناسن و باهم صمیمین اونا رو هم با خودش میبره‌....*ا.ت بیشتر از همه با فلیکس جوره*

سه دقیقه آخر بازیه و تیم کره و ژاپن امتیاز هاشون مساویه...از سر و صورت ا.ت عرق میچکه و با جدیت روی بازی تمرکز کرده...صدای تشویق و جیغ و دادهای چانگبین،هان و لینو باعث میشه بهشون نگاهی بندازه و لبخند بزنه..‌.انرژی‌ش تجدید میشه و ضربه آخر رو توی زمین ژاپن میزنه و بازی به پایان میرسه...پسرا بالا پایین میپرن و با صدای بلند بهش تبریک میگن...ا.ت موهاش رو کنار میزنه و بعد از بغل کردن همه هم تیمی‌هاش به پسرا نگاه میکنه...لبخند میزنه و تنها توجهش روی یک نفره و اونم فلیکسه...اون با موهای بلند بلوندش که بخشی اونها پشت گوش‌ش زده شدن و لبخند گرمی که درخشان تر از همیشه‌ست ، پیراهنی که آستین‌هاش رو سه ربع کرده و پوست سفید دست‌ش رو کاملا مشخص میکنه کنار هیونجین ایستاده و با دیدن ا.ت که به سمت اونا برگشته و نگاهشون میکنه دست میزنه و بهش تبریک میگه....
ا.ت با هم تیمی هاش به سمت رختکن میرن...همه آماده شدن و به مربی تعظیم میکنن و یکی یکی از رختكن بیرون میان و ا.ت هنوز داره با موهاش توی آینه ور میره تا بتونه ببندشون...
فلیکس طوری که بقیه متوجه نمیشن ازشون جدا میشه و دنبال ا‌.ت به رختکن میره...بیرون کنار در به دیوار تکیه داده ، دستاشو به سینه‌ش زده و پاشو هر چند ثانیه به زمین میکوبه...با صدای بسته شدن کمد و قدم ها کمی از دیوار فاصله میگیره...ا.ت از رختكن بیرون میاد و سرش توی گوشیشه و دیدی به جلو نداره...فلیکس میخنده و انگشت اشاره‌شو روی پیشونی ا.ت میزاره و متوقف‌ش میکنه و باعث میشه سرش رو بالا بیاره...
-حواستو جمع کن هوانگ ا.ت

ادامه پارت بعد....

#felix #leesungkyung #فلیکس #تکپارتی #وانشات #skz #straykids #kpop #kpoper #stay
دیدگاه ها (۱)

اعتراف جناب لی....p2×*میخنده* اینجا چیکار میکنی؟-*دست به سین...

اعتراف جناب لی....p3×هیچی ا.ت سریع جواب میده،فلیکس میخنده و ...

ازت متنفر نیستم....p3چشم های جیسونگ با حس غیرمنتظره دست‌های ...

ازت متنفر نیستم....p2هنوز ساعت 9 شبه اما جیسونگ بعد شام برق ...

تکپارتی فیلیکس(درخواستی)

"سرنوشت "فصل ۲ P,8...ا/ت : حیحی .... شما ها لباس نمیخاین ؟؟....

#درخواستی #تکپارتی وقتی خواهرشی و توی بار میبینتت و..... ا/ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط