بعد از مدت ها دیدمش!!! دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر
بعد از مدت ها دیدمش!!! دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن... خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم... تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم: بی معرفت!!! دستای من تغییر نکرده... دستات به دستای اون عادت کرده...
- ۳.۱k
- ۲۴ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط