پارت ۱۸

پارت ۱۸
(هنوز توی فلش بگ‌ دیشب‌ تهکوکه‌)
«اخخخ...تهیونگ...چشمام رو باز کن جایی رو نمیتونم ببینم»
«اشکال ندارن نفسم...من کمکت‌ میکنم‌»
«باشه»
«ببین جلوت‌ یه سراشیبی هست اونو برو بالا»
«مطمعنی؟؟»
«اره دورت بگردم...برو بالا»
آروم روی اون سراشیبی قدم گذاشتم صدای موزیک زیاد بود و کسی بهمون‌ خوش آمد گفت.
«خب خرگوشم‌ اینجا اسانسوره سوار آسانسور میشیم»
«باشه»
زینگی داد سوار آسانسور شدیم و همچنان چشمام بسته بود.
«کی چشمام رو باز می‌کنی؟؟»
«بزودی»
«هعیی»
آسانسور زینگی داد و در باز شد. اون پارچه مشکی از جلوی چشمام کنار رفت و من با گل زر پر‌پر‌ شده و شمع‌ شام عاشقانه رو‌به‌رو شدم
«‌واییی‌ تهیونگ عاشقتمممم»
«منم عاشقتم نفسم»
دیدگاه ها (۲)

جادویی به نام عشق

#silence_after_you#Part4جیمین: پیرهن سفید و شلوار مشکی و کت ...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

اسمات ...............[منحرف ها کامنت ها]ویو تهیونگ :داشتم جی...

پارت ۲ ویو ا.ت نمیدونم چقدر گذشته بود اما هنوزم خیره به منظر...

رمان : رفتار سرد

part : sixجیمین : ا‌.ت کدوم دوستت میاد ؟ا.ت : جیا . جیمین چر...

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

سناریو تهیونگ

رت : ۱۸ ویو صبح :جیمین : بیدار شدم و دیدم فرشته کوچولوم خواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط