{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان تهیونگ

نام رمان :اتاق شماری 7

نام اینگلیسی :روم نامبر سِوِن

[ROO Number seven]

(پارت هفدهم)

_______________________

تهیونگ بوسه ای روی لبام گذاشت و دستمو گرفت و از اتاق اومدیم بیرون داشتم از پله ها پایین میومدم که به این فکر میکرم

اگه تهیونگ یکی دوست داره و میخواد باهاش ازدواج کنه چرا منو میبوسه

خب شاید منو جای دخترش میبینه و بوسه پدر روی لبام میراره(چی😂😐😑)
من که تاحالا ندیدم بابای روی لباس دخترشو ببوسه
ا/ت چی با خودت میگی بسه چرت پرت گفتن تو

از فکر افکار اومدم بیرون و به خودم که اومد جلوی ماشین مشکی بودیم. تهیونگ در ماشین برام باز کرد و نشستم. داخل ماشین تهیونگ بعد چند لحظه سوار ماشین شد قبل از اینکه ماشین حرکت کنه گفت

"_قوانین که بهت گفتم یادت نره

چشمامو چرخوندم بعد گفتم

" +باشه

تهیونگ لبخندی زد و ماشین رو روشن کرد و از عمارت اومدیم بیرون هوا بارونی بود خیلی هم گوشنم بود صبحونه هم که نخوردم نفس عمیقی کشیدم

"+تهیونگ...

" _جونم

"+من گشنمه..

تهیونگ خنده بی صدا کرد

"_الان می‌رسیم

" +باشه

دیگه چیزی نگفتم و سرمو دادم به پنجره و به بیرون خیره شده بودم

ویو 10 دقیقه بعد

همین جوری داشتم به بیرون نگاه میکردم که یهو ماشین وایساد جلوی هتل بزرگی سرمو طرف تهیونگ بردم

"_پیاده شو

در ماشین رو باز کردم و از ماشین پیاده شدم تهیونگ سوئیچ ماشین داد به یک مردی که فکر کنم ماشین هارو پارک میکنه تهیونگ محکم دستامو گرفت وارد هتل شدیم هتلی بزرگ بود خیلی خوشگل شیک رفتیم سمت اسانسور وارد اسانسو شدیم تهیونگ دکمه 127 رو زد و اسانسو شروع کرد به حرکت کردن اسانسور بزرگ که دور برش پر از شیشه بود که آسانسور وایساد در آسانسور باز شد تهیونگ محکم تر دستامو گرفت و...

_____________________________

میدونم کم شد بقیشو بعدا می‌نویسم
دیدگاه ها (۱۵)

ملکه ها اسلا اول لباس ا/ت داخل پارت شانزده هست اسلا دوم کفش...

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 175♡⁠。⁠)⁩اول به...

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

نام: قرارداد نفرتPart:77آسانسور همچنان روی طبقه ۲۲ متوقف بود...

پارت ششم: سایه‌ای در خیابانوقتی از کافه بیرون آمدند، باران ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط