{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها معلقم.....درون قایقی بدون پارو.....سرگردان روی

این روزها معلقم.....درون قایقی بدون پارو.....سرگردان روی اب.....با دستمال سفیدی که تکان میدهم برای سرنوشت.....تا مطمعن باشد....که من تسلیم شدم.....تا چشم طمعش کور شود.....کور شوی .....سرنوشت.....
دیدگاه ها (۱۰)

بد نیستم ، اما تو خوبی های کوچکم را بیشتر از آنچه هست به چشم...

درختها میمیرند ؛ عده ای عصا می شوند و دستی را میگیرند ؛ عده ...

دلم جز هوایت هوایی ندارد ، لبم غیر نامت نوایی نداردوضو و اذا...

عاشق کتونی سفیدیسفیدیش برق میزنه و چشم گیرهاز این نگرانی که ...

اینم نسخه ی باکوگو

I can be myself with himPart⁴[ویو نیلسو]رسیدم خونه..لباسمو ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط