{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تو گفتم: 

به تو گفتم: 
زیاد، خیلی خیلی زیاد دوستت دارم.
جواب دادی: 
هرچه این حرف را تکرار کنی،
باز هم میخواهم بشنوم!
این گفت و گوی کوتاه را، مدام،
مثل برگردان یک شعر، مثل تم یک موسیقی،
هر لحظه توی ذهن خودم تکرار کردم.
اما هرگز تصور نکن که حتی یک لحظه توانسته باشم خودم را با تکرار
و با مرور این حرف تسکین بدهم.
نه! من فقط موقعی آرام و آسوده هستم و تنها موقعی به تو فکر نمیکنم،
که تو با من باشی.
همین و بس.
دیدگاه ها (۱)

نبودنت ماند ،درد شد زخم شد و حسرت،نبودنت آه ِ سینه سوز شدازد...

اعتماد نکردنو کسایی یادت میدن که بهشون اعتماد کردی

بیـا صلـــح کنـــیم ....تُـــو دلتنـــگی را .... ...

دوستت دارم ودانم که تویی دشمن جانماز چه با دشمن جانم شده ام ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

سفیر کبیر Grand Ambassador

بچه یچیز بگم من حواسم نبود اسم دوست انا رو اون اول نوشتم سار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط