{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندشاتی تهیونگ

چندشاتی تهیونگ

part 1

با کلافگی بطری آب رو روی میز کوبید..

-وای.. میشه یه جرعت دیگه‌بگید.. واقعا‌اونوقت نمیتونم خودمو‌‌ کنترل کنم

جین:‌نخیر.. همین که‌گفتید.. میری انجامش‌میدی.. جرعته

پسر دستی به موهاش زد..

- از دست شماها...
گوشیش رو برداشت و به ات زنگ‌زد

-سلام بیب.. امشب میای خونم؟!..

+سلام‌ددی.. آره چرا که نه؟؟... ساعت ۷ اونجام

پسر خندید

گوشی‌رو قطع کرد

*نکته: ات و تهیونگ‌هردو آیدل هستن*

تهیونگ سوار ماشینش شد و به خونه رفت.. بعد از ۲ ساعت، ات در خونه رو زد

تهیونگ‌درو باز کرد.
دختر با یه دامن‌مشکی کوتاه و یه لباس سفید دکمه ای وارد شد..موهاش گوجه ای بود و واقعا زیبا شده بود

- اوه چه خانوم زیبایی..

+ سلام‌ددی جونم

پسر کمر دختر رو گرفت و به دیوار چسبوند

- ببینم میخوای دختر از این در بیرون‌نری که انقدر خوشگل شدی؟

دختر چشم قره ای رفت
دیدگاه ها (۹)

چندشاتی تهیونگpart 2+ اصلااا نباید خوشگل میشدم؟- بیب چرا جوش...

چندشاتی شوگاpart 1خیلی می‌ترسید.‌از اینکه ببینتش و شکنجش بده...

چندشاتی جیمینpart 3+ها.. نه خوبم-داری میلرزی.. چیزی شده؟!+اس...

چندشاتی جیمینpart 2,بعد از صحبت با تهیونگ و جونگکوک از فن سا...

پارت¹ات نشست رو مبل ، با مرور اتفاقات چند دقیقه پیش یه بغضه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط