{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای وای رقیه:

ای وای رقیه:

ز خانه ها همه بوی طعام می آمد
ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم
کشید دستش رابه لاله ی گوشش
آرام میگفت؛
گوشواره چقدر به دختران سنان می آید..


سادات حلالم کنید.
دیدگاه ها (۳)

بر زجر ملعون لعنت خدا.

بر جعده ملعونه لعنت خدا.

دیگـــر عــروســکِ گِـلــی ات را بغـــل نکناینها به دلــخـوش...

اگر قرار باشه دیگه از من خبری نداشته باشیآخری حرفی که بهم می...

پدر پریسا گفت  سیاوش جان چند لحظه صبر کن با شما کار دارم . ق...

امن ترین خطرپارت ۲۳ پارت اخر «جایی که بالاخره آرام شد» شش ما...

پارت ۳توی راه برگشت، وقتی گای از کاکاشی خداحافظی کرد، او نصف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط