{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببار باران...

ببار باران...
خود را اماده کرده ام ...
چتری برای خود اورده ام...
ببار باران دیگر خیس نمیشوم...

فعلا اسمان صاف است...
و پر از پرنده های قفسی و منو یک دنیا بی کسی...

خود را اماده کرده ام برای شکستن بغضم که هر لحظه بارانی خواهد شد هوای دل تنهایی من...
و پرنده ها اسیر قفس چتر من میشوند ...
برای همدردی من...!


دیدگاه ها (۴)

ﺩﻧﮓ ... ، ﺩﻧﮓ ....ﺳﺎﻋﺖ ﮔﻴﺞ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺷﺐ ﻋﻤﺮﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﭘﯽ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺯﻧﮓ...

ﻧﻪ ﻧــــــﺮﻭ ، ﺻﺒــﺮ ﮐــــــﻦ ..ﻗﺮﺍﺭﻣﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻧﺒﻮﺩ ..ﺑﺎﯾﺪ ﺳﮑــ...

نه کسی منتظر است...نه کسی چشم به راه …نه خیال گذر ازکوچه ی م...

دلـــــــم که میگیرد ... به خـــــودم وعــــده روزهــای خـــ...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

پارت ۱۵ دو روز بعد...رابطه‌ی آریانا و جونگ‌کوک هنوز مثل قبل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط