پارت 2
پارت 2
ا.ت: هی پسرررر اروم باش چیزی نشده که هیچی نیست فقط اروم باش هیچ چیزی نیست که کایزر من بخواد اینطوری واسش گریه کنهههه یه بار زت پرسیدم که اخرین بار کی گریه کردی تو گفتی فقط برای تو گریه میکنمممم مگه نههههه پس چرا الان داری گریه میکنییییییی *اخم بامزه*
اصلا خوبه الان باهات قهر کنممممم *سعی برای برت کردن حواس کایزر از گریه*
کایزر: هوفففف نگاه کن گیر کی افتادیممم
کایزر به ا.ت نگاه کرد و وقتی دید عصبانیه و صورتش بامزه شده خندش گرفت *گلبونش بلم*
ا.ت: هییییی کایزرررر چرا میخندییییی
کایزر: من اگه گریه کنم میگی چرا گریه میکنی اگه بخندم میگی چرا میخندی واقعا چیکار کنم؟*خندیدن*
ا.ت: عههههه اصلا قهرممممم*چرخیدم یه سمت دیگه*
کایزر: هه بعد توهم میتونی یه دقه قهر باشی؟
ا.ت:.....
کایزر: باشه باشه ببخشید معذرت میخواااممم
ا.ت: نمیخوام..
کایزر ا.ت رو چرخوند سمت خودش و مهکم بوسیدش
ا.ت شکه شد و بعدش همراهی کرد بعد چند دقه وقتی ا.ت نفس کم اورد از کایزر جدا شد و نفس نفس زد
کایزر: ا.ت... خوبی؟
ا.ت: ا.. ره... خو... بم
کایزر به ا.ت نزدیک شد و گفت: ا.تتتتت من گشنمههههه نتوتستم که بخوابم پس حداقل بیا شام بخوریییمممم
ا.ت: باشه باشه حالا یکم صبر کن تا غذا درست کنم
کایزر: اوهوم
ا.ت رفت تو اشپزخونه و شروع کرد غذا درست کردن یهو یه گرمایی و روی شونش حس کرد چرخید و دید کایزره
که از پشت بغلش کرد و سرشو روی شون ا.ت گذاشته
ا.ت یه لبخند شد و به کارش ادامه داد
کایزر یهو گردن ا.ت رو گاز زد و شروع کرد مک زدن
ا.ت: اهههه کای.. زر اروم ترررر
کایزر هم بعد از اینکه همه ی گردن و شون های ا.ت رو کبود کرد گفت: ا.ت من گشنمه هنوز اماده شد؟ اگه میخوای تا امشبو به جای شام خودتو بخورم؟ 😏
ا.ت سرخ شد: هیییییی الان اماده میشه
غذا اماده شد و خوردن بعدم ا.ت شروع کرد شستن ضرفا کایزر هم رفتن نشستن رو مبل ا.ت کارش تموم شد و رفت پیش کایزر و نشست پیشش که یهو کایزر ا.ت رو بلند کرد گذاشت روی پای خودش ا.ت هم تعجب کرد و بعد لبخند زد و
بهش تکیه داد
ا.ت: کایزر میدونی... خیلی دوست دارم درواقع عاشقتم تا بینهایت
کایزر: منم عاشقتم ا.ت ممنون کهـ... امروز باعث شدی لروم شم
ا.ت: خواهش میکنم 😊
تتتتممماااااامممممم
ا.ت: هی پسرررر اروم باش چیزی نشده که هیچی نیست فقط اروم باش هیچ چیزی نیست که کایزر من بخواد اینطوری واسش گریه کنهههه یه بار زت پرسیدم که اخرین بار کی گریه کردی تو گفتی فقط برای تو گریه میکنمممم مگه نههههه پس چرا الان داری گریه میکنییییییی *اخم بامزه*
اصلا خوبه الان باهات قهر کنممممم *سعی برای برت کردن حواس کایزر از گریه*
کایزر: هوفففف نگاه کن گیر کی افتادیممم
کایزر به ا.ت نگاه کرد و وقتی دید عصبانیه و صورتش بامزه شده خندش گرفت *گلبونش بلم*
ا.ت: هییییی کایزرررر چرا میخندییییی
کایزر: من اگه گریه کنم میگی چرا گریه میکنی اگه بخندم میگی چرا میخندی واقعا چیکار کنم؟*خندیدن*
ا.ت: عههههه اصلا قهرممممم*چرخیدم یه سمت دیگه*
کایزر: هه بعد توهم میتونی یه دقه قهر باشی؟
ا.ت:.....
کایزر: باشه باشه ببخشید معذرت میخواااممم
ا.ت: نمیخوام..
کایزر ا.ت رو چرخوند سمت خودش و مهکم بوسیدش
ا.ت شکه شد و بعدش همراهی کرد بعد چند دقه وقتی ا.ت نفس کم اورد از کایزر جدا شد و نفس نفس زد
کایزر: ا.ت... خوبی؟
ا.ت: ا.. ره... خو... بم
کایزر به ا.ت نزدیک شد و گفت: ا.تتتتت من گشنمههههه نتوتستم که بخوابم پس حداقل بیا شام بخوریییمممم
ا.ت: باشه باشه حالا یکم صبر کن تا غذا درست کنم
کایزر: اوهوم
ا.ت رفت تو اشپزخونه و شروع کرد غذا درست کردن یهو یه گرمایی و روی شونش حس کرد چرخید و دید کایزره
که از پشت بغلش کرد و سرشو روی شون ا.ت گذاشته
ا.ت یه لبخند شد و به کارش ادامه داد
کایزر یهو گردن ا.ت رو گاز زد و شروع کرد مک زدن
ا.ت: اهههه کای.. زر اروم ترررر
کایزر هم بعد از اینکه همه ی گردن و شون های ا.ت رو کبود کرد گفت: ا.ت من گشنمه هنوز اماده شد؟ اگه میخوای تا امشبو به جای شام خودتو بخورم؟ 😏
ا.ت سرخ شد: هیییییی الان اماده میشه
غذا اماده شد و خوردن بعدم ا.ت شروع کرد شستن ضرفا کایزر هم رفتن نشستن رو مبل ا.ت کارش تموم شد و رفت پیش کایزر و نشست پیشش که یهو کایزر ا.ت رو بلند کرد گذاشت روی پای خودش ا.ت هم تعجب کرد و بعد لبخند زد و
بهش تکیه داد
ا.ت: کایزر میدونی... خیلی دوست دارم درواقع عاشقتم تا بینهایت
کایزر: منم عاشقتم ا.ت ممنون کهـ... امروز باعث شدی لروم شم
ا.ت: خواهش میکنم 😊
تتتتممماااااامممممم
- ۲۲۳
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط