{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+why me?

+why me?
-I shouldn't fall in love with you
p.42

(از زبون جونگ کوک)

دوباره نیمه‌شب شده و من هنوز بیدارم.

تو اتاق کارم نشستم، نور چراغ کم، نوشیدنی تو لیوان و سیگار تو دستم. جلوم یه عکس از ا.ت گذاشتم که خودم چاپ کردم. همون عکسی که تو مهمونی گرفتم، وقتی داشت لبخند می‌زد.

(زیر لب غریدم) 
- لعنتی... دیگه چی می‌خوای ازم؟

اولش فقط عصبانی بودم. فقط انتقام. فقط می‌خواستم پیداش کنم و لهش کنم. ولی این روزا دیگه نمی‌تونم خودمو گول بزنم.

دلم براش تنگ شده. واقعاً تنگ شده. نه فقط بدنش، نه فقط انتقام. دلم می‌خواد صداشو بشنوم، حتی اگه التماس کنه. دلم می‌خواد ببینم هنوزم همون چشمایی که چهارده سال پیش دیدم توش هست یا نه.

هر شب قبل خواب بهش فکر می‌کنم. فکر می‌کنم اگه بود، الان کجای خونه بود، چیکار می‌کرد، با من چطور رفتار می‌کرد. گاهی حتی خیال می‌کنم اومده و آروم بغلم کرده. بعد سریع به خودم فحش می‌دم که "احمق! این همون دختریه که خانواده‌ش پدرتو نابود کرد!"

ولی دیگه فایده نداره.

من عاشقش شدم.

اینو به هیچ‌کس نمی‌گم. حتی جیمین. اگه بفهمن جونگ کوک رئیس مافیا عاشق یه خدمتکار فراری شده، مسخره‌م می‌کنن. ولی تو دلم دیگه نمی‌تونم انکار کنم.

(نوشیدنی رو یه جرعه خوردم) 
- وقتی پیدات کنم ا.ت... این بار دیگه نه زنجیر، نه شلاق، نه تنبیه. فقط می‌خوام بغلت کنم. می‌خوام بگم دیگه ولت نمی‌کنم. حتی اگه خودت نخوای.

یه لحظه خندیدم، خنده تلخ.

- احمق شدم... کامل احمق.

ولی نمی‌تونم جلوشو بگیرم. هر روز که می‌گذره این حس قوی‌تر می‌شه. دیگه فقط انتقام نیست. می‌خوام داشته باشمش. مال خودم. این بار برای همیشه.

فقط کاش پیدات کنم دختر... قبل از اینکه دیوونه بشم.........
ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۲)

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.43(از زبون ا.ت)...

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.44(از زبون ا.ت...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.41(از زبون ا.ت)...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.40(از زبون جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط