{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو
#Part_8
·
·
·
" ترجمه‌‌تون عالی بود.. خیلی دقیق! "

ا/ت معمولی گفت : " مچکرم . "

پسره گفت : " من جونگ‌کوک هستم.. "

ا/ت سر تکون داد و گفت : " اسم شما رو می‌دونم.. تو جلسه معرفی کردین . "

جونگ‌کوک لبخند زد : " نه ، منظورم اینه که... من جونگ‌کوک از BTS هستم.. "

ا/ت چند ثانیه نگاهش کرد. بعد گفت: " BTS..؟! "

جونگ‌کوک یکم تعجب کرد : " آره.. گروه موسیقی . نمی‌دونین؟! "

ا/ت شونه بالا انداخت و لب زد : " نه.. متأسفانه آشنایی ندارم . "

جونگ‌کوک یه لحظه ساکت موند ؛
بعدش خندید.. یه خنده‌ٔ واقعی : " این اولین‌باره که کسی منو نمیشناسه ، جالبه! "

ا/ت لبخندی کوتاه زد و گفت : " خوشحالم که تونستم اولین باشم.! "

و رفت..

جونگ‌کوک موند و به در بسته خیره شد ؛ یه لبخند روی لبش بود..

با همون لبخند گفت : " این دختر... عجیبه! "
·
·
ا/ت تا رسید خونه ، دیگه به اون پسر فکر نمی‌کرد..

براش یه مشتری بود ؛ مثل بقیه . شاید یه کم خوشتیپ‌تر ، ولی هیچ فرقی نمی‌کرد..

شام خورد و یکم درس خوند و بعد خوابید..

فردا صبحش ، وقتی گوشیش رو چک کرد ، یه عالمه نوتیفیکیشن دیده بود..

دوستاش براش لینک فرستاده بودن .
یه خبر تو شبکه‌های اجتماعی کره....
·
·
·
دیدگاه ها (۱)

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_9···[ " جونگ‌کوک از BTS در جلسه تجار...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_7···یه گروه دیگه اومدن داخل . سه چها...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_6···از زبان نویسنده >>فرداش... اولین...

#ارباب_من#پارت_چهاروقتی رفتن اجوما همه چیز رو به ا/ت گفت و ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط