{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق رمانتیک من

عشق رمانتیک من
❤😎پارت ۶۳

تق تق

خدمتکار: خانوم لطفا زودتر تشریف ببرید سالن اصلی و رفت

هانیل: من باید برم هینا تو هم وسایلت رو جمع کن برگرد هتل

هینا: باشه ولی راجبش بعد حرف میزنیم

هانیل: باش عشقم (چشمک)


ویو هانیل

رفتیم پایین بادیگارد هینا رو برد و با این گورخر تنها شدم

جونگ هی: بیا بشین

رفتم رو مبل جلویی که

جونگ هی: نچ نچ نچ اشتباه رفتی

هانیل: خواهشا خفه شو کار سختی نیست به خدا

جونگ هی: خب پس منم با یه تلفن هینا رو...

هانیل: ای خدا باشهه

رفتم کنارش رو مبل نشستم کع یهو کمرم و کشید سمت خودش و چونمو گرفت بالا

جونگ هی: حالا که تا اینجا پسر خوبی بودم بهم جایزه نمیدی؟

هانیل: (سوکوت)

صورتشو آورد نزدیک و لبشو گذاشت رو لبام و مک میزد بعداز ۱۰ مین مکیدن شل شد و ولم کرد

هانیل: میخوام برم استراحت کنم

جونگ هی: برو ولی شب تو اتاق من میخوابی

سریع ازش دور شدم و رفتم تو اتاق در و که بستم با دستم لبمو پاک کردم

هانیل: مرتیکه چندش اَهه

تم اتاقش سیاه نقره ای بود که رفتم رو تخت و کمی خوابیدم حداقل روی گهشو نبینم

ویو هینا

تق تقققق تقققققق

لارا: هاااا؟ کیهههه

هینا: منم دَلو باز تن

در و باز کرد که


لارا: عررررررر

هینا: عررررررر

لارا: وایییییی

هینا: بیا بغلممم

بعداز دقایقی لوس بازی و گریه زاری

هینا: لارا

لارا: هینا

هینا: هانیلل (بغض سگی)

لارا: به مولا دوباره گریه کنی خودزنی میکنم

هینا: نه من نمیکنم (گریه)

لارا: واییییییی

ویو هاتیل از خواب بیدار شدم که بدن لخت برادر جلو دیدم بود

هانیل: یه لباسی چیزی هم نپوشی ها

جونگ هی: ما که راحتیم

هانیل: پس من میرم بیرون

داشتم میرفتم که دستمو کشید سمت خودش و

جونگ هی: عشقم امشب یکم شیطونی کنیم؟

هانیل: نه

جونگ هی: مطمئنی جوابت همینه؟

هانیل: نه

جونگ هی: پسس

زیپ لباسشو کشیدم پایین که دستمو گرفت و...

(خماری😈😜)
دیدگاه ها (۳۲)

عشق رمانتیک من❤😎پارت ۶۴هانیل: دستتو بکشجونگ هی: چی میشه مثل ...

#اسمر🍧🍣

عشق رمانتیک من ❤😎پارت ۶۲ویو فردا صبح ویو هانیل همزمان با لار...

با یکدیگر حرف نمی زدند!اما او هنوز از دور دوستش داشت...:)))

عشق رمانتیک من❤️😎پارت ۶۱(برگشت به توی بار)هانیل: لارا هینا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط