{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت قبل

ادامه پارت قبل

براش ..صدای مردانه شوهرش را شنید بلافاصله سمتش چرخید جیمین جلوش زانو زده بود و جعبه انگشتر رو جلوش باز کرده با عشق بیان کرد : نتونستم موقع ازدواج مون حلقه دستت کنم اما الان که فرصتش رو دارم چرا این کارو نکنم
چشم هایش پر از اشک شدن مهربون و در نازوک بود با هر چیزی احساسی میشد با خوشحالی زمزمه کرد : آره این کارو بکن
جیمین با خنده بلند شد و انگشت رو برداشت جعبه رو انداخت سمته یون بیول‌ فقط برای حرص دادنش بلافاصله انگشتری کم طرح خاصی داشت رو داخل انگشت باریک همسرش لغزوند با مهربانی گفت : بهت قول میدم خوشبختت کنم خانمم
ات با خوشحالی دست جیمین رو گرفت و بل عشق بهش خیره شد : فقط تو کنارم باشی کافیه.
جیمین نزدیکش شد و خواست لب های همسرش رو ببوسه اما ات گونه اش را نزدیکش کرد هرچی هم که میشد جلوی پسره جوونش نمی‌توانستن همدیگه رو روی لب ببوسن جیمین با درک کردن زنش گونه اش رو نرم بوسید به همدیگه خیره شدن .....
دیدگاه ها (۳۰)

یهو کی می‌تونه بگه این فرد خوشتیپ کیه اگه هر نفر تونست بگه ه...

( گناهکار ) ۱۱۵ part شاید اگه صدای مزاحم مین سو بلند نمیشد ا...

( گناهکار ) ۱۱۴ part یون بیول حرصی نگاهش کرد اما جیمین با پو...

( گناهکار ) ۱۱۳ part یون بیول آماده جلوی درب عمارت ایستاده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط