{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی

#چندپارتی
#لینو
#استری_کیدز
{My enemy}
Part²⁹
.
.
.
.
.
ویو ا.ت
ساعت ۷ شب باید اونجا باشم و الان ساعت ۵ و فقط دوساعت وقت دارم که آماده شم. یک حموم ۱۰ دقیقه ای گرفتم، موهام رو خشک کردم و حالتشون دادم. بعدش لباسم رو که دیروز با لینو خریدیم رو پوشیدم(اسلاید دوم) و میکاپ کردم. کفشام رو پوشیدم و از خونه زدم بیرون و سمت خونه هانا رفتم.

ویو لینو
یک حموم ۵ دقیقه ای رفتم. اومدم بیرون موهام رو خشک کردم و کت و شلوارم رو پوشیدم(اسلاید سوم)
یک عطر تلخی زدم و از خونه رفتم بیرون.
سوار ماشینم شدم و به سمت خونه هانا رفتم.
زنگ درو زدم.
٪ببین کی اینجاست.(سرد و خشمگین)
پوزخند صدا داری زدم و بدون توجه به حرف های جونگین شونه ام رو زدم به شونه اش و وارد خونه هانا شدم. انگار که کل مدرسه دعوت بود(دوستان خونه ی هانا یکوچولو بزرگه) ولی من میون این جمعیت فقط دنبال یک نفر بودم که اون هم ا.ت بود.
پیداش کردم.
ا.ت رو دیدم که کنار هانا است و با هم حرف میزن و می‌خندن. با دیدن خنده ا.ت دلم لرزید و ناخودآگاه لبخندی زدم و بهشون نگاه میکردم.
*این پرنده عاشق رو نگاه کن
برگشتم و با یه وون و هیون جون که کنار همن نگاه کردم.
_با منید؟
*به غیر از تو کی دیگه دلش میخواد به هانا و ا.ت با لبخند نگاه کنه؟
_هیون جون.
هیون جون چشماش گشاد شده بود از حرفم و صورتش مثل لبو سرخ شده بود
^چ..چی داری میگی؟
از ریکشن هیون جون خنده ام گرفت ولی اون دوتا هنوز بحث میکردن
*تو از هانا خوشت میاد؟؟
^نه..نه داره چرت میگه.
*دروغ نگو پس چرا صورتت انقدر قرمز شده
برگشتم که ادامه بحثشون رو نشونم. میخواستم دوباره ا.ت رو ببینم ولی اونا نبود. یکم دوروبرم رو نگاه کردم ولی ندیدمش.
حتما هانا رفته خونه اش رو بهش نشون بده.
صدای یک نفر که پشت بلندگو حرف میزنه به گوش رسید. هانا بود.
×خیلی ممنونم که دعوتم رو قبول کردید!امیدوارم امشب بهتون خوش بگذره.
ا.ت پیش هانا نیست.
از میون جمعیت که داشتند میرقصیدند رد شدم و دنبال ا.ت میگشتم.
از پله ها رفتم بالا و سه تا اتاق دیدم. دوتای اولی رو گشتم ولی خبری از ا.ت نبود. در اتاق سومی رو باز کردم و

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

اسلاید اول لباس ا.ت اسلاید دوم لباس لینو(واقعا نیازی به گفتن...

#چندپارتی #لینو #استری_کیدز {My enemy}part³⁰[The last part]....

#چندپارتی #لینو#استری_کیدز {My enemy}part²⁸.....ویو ا.ت یکم ...

#چندپارتی #لینو#استری_کیدز {My enemy}part²⁷.....(ادامه پارت ...

part ۱۲به طرف ماشین رفتم سوار ماشین شدن و راهی خونه شدم. ویو...

سناریو انیمه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط