به نام خدا
꧁༺به نام خدا༻꧂.
رمان #جواهر_بخش_ای
#پارتـــ10
عروسی شروع شد .
همه مهمان ها منتظر ما بودن تا جشن رو شروع کنیم .
قبل از اینکه به عنوان نامزد هم معرفی بشیم به سالن غذا خوری رفتیم .
توی سلف غذا خوردی غذا های زیادی بود و من همون غذایی که یوری توی مدرسه برام میورد رو انتخاب کردم.
یهو یاد بخش E افتادم ، سی ان ، فیلیکس ، دیوید و بقیه احمقای ، دلم براشون تنگ شده بود ، دقیقا ۲ ماه بود که ندیدمشون .
شاید ازم ناراحت باشن چون بدون خداحافظی ازشون اومدم ژاپن.
با یوری سر میز شام نشستیم که یهو گوشی من زنگ خورد.
جی جی : الو....
فرد ناشناس : سلام تو جی جی هستی ؟؟
جی جی : بله خودمم کاری دارین؟
فرد ناشناس : شنیدم امشب قراره با یوری ازدواج کنی ؟ درسته ؟
جی جی : بله قراره با هم ازدواج کنیم .
فرد ناشناس : تو واقعا خیلی خیلی ادم بی احساسی هستی .
با خودم گفتم این چی میگه؟ من کی بی احساس بودم.
فرد ناشناس : تو کیفر رو کشتی حالا هم داری ازدواج میکنی ؟ واقعا که ادم نمک نشناسی هستی
شکه شده بودم کیفر مرده؟
جی جی : کیفر مردهه؟؟؟
فرد ناشناس : تو کشتیش تو کیفر رو کشتی تو با حرفات باعث شدی اون تصادف کنه ...
جی جی : اما من که ....
فرد ناشناس : تو چی ، میخوای بگی تو چیزی نگفتی ؟ تو یه ادم کشی جی جی ، یه قاتلی !
وقتی این کلمه رو گفت دیگه هیچی متوجه نشدم.
وقتی چشممو باز کردم همه جا رو تار میدیم .
سرم به شدت درد میکرد.
فقط میتونستم گرمای دستم رو حس کنم ، انگار یکی دستمو محکم گرفته بود و نوازشش میکرد .
به زور چشمام رو باز کردم تا همه جا صاف و روشن شد .
میخواستم بفهمم که این دستای کیه که اینطوری به دستم گرما میده.......
☆جواهر بخش ای ☆
#جواهر_بخش_ای
#جی_جی
#کیفر
#یوری
#سی_ان
#دیوید
#آریس
#میکا
#کالیکس
#فریا
#فیلیکس
#فیلیپین
رمان #جواهر_بخش_ای
#پارتـــ10
عروسی شروع شد .
همه مهمان ها منتظر ما بودن تا جشن رو شروع کنیم .
قبل از اینکه به عنوان نامزد هم معرفی بشیم به سالن غذا خوری رفتیم .
توی سلف غذا خوردی غذا های زیادی بود و من همون غذایی که یوری توی مدرسه برام میورد رو انتخاب کردم.
یهو یاد بخش E افتادم ، سی ان ، فیلیکس ، دیوید و بقیه احمقای ، دلم براشون تنگ شده بود ، دقیقا ۲ ماه بود که ندیدمشون .
شاید ازم ناراحت باشن چون بدون خداحافظی ازشون اومدم ژاپن.
با یوری سر میز شام نشستیم که یهو گوشی من زنگ خورد.
جی جی : الو....
فرد ناشناس : سلام تو جی جی هستی ؟؟
جی جی : بله خودمم کاری دارین؟
فرد ناشناس : شنیدم امشب قراره با یوری ازدواج کنی ؟ درسته ؟
جی جی : بله قراره با هم ازدواج کنیم .
فرد ناشناس : تو واقعا خیلی خیلی ادم بی احساسی هستی .
با خودم گفتم این چی میگه؟ من کی بی احساس بودم.
فرد ناشناس : تو کیفر رو کشتی حالا هم داری ازدواج میکنی ؟ واقعا که ادم نمک نشناسی هستی
شکه شده بودم کیفر مرده؟
جی جی : کیفر مردهه؟؟؟
فرد ناشناس : تو کشتیش تو کیفر رو کشتی تو با حرفات باعث شدی اون تصادف کنه ...
جی جی : اما من که ....
فرد ناشناس : تو چی ، میخوای بگی تو چیزی نگفتی ؟ تو یه ادم کشی جی جی ، یه قاتلی !
وقتی این کلمه رو گفت دیگه هیچی متوجه نشدم.
وقتی چشممو باز کردم همه جا رو تار میدیم .
سرم به شدت درد میکرد.
فقط میتونستم گرمای دستم رو حس کنم ، انگار یکی دستمو محکم گرفته بود و نوازشش میکرد .
به زور چشمام رو باز کردم تا همه جا صاف و روشن شد .
میخواستم بفهمم که این دستای کیه که اینطوری به دستم گرما میده.......
☆جواهر بخش ای ☆
#جواهر_بخش_ای
#جی_جی
#کیفر
#یوری
#سی_ان
#دیوید
#آریس
#میکا
#کالیکس
#فریا
#فیلیکس
#فیلیپین
- ۱۳.۷k
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط