.
.
بر زلف سیاهم تو نشاندی سحرت را
ای کاش به پایان برسانی سفرت را
خشکیده دواتم به چه رنگی بنویسم
با خون دلم نقش نمایم اثرت را
دور از منی و فاصله بسیار و دلم تنگ
باید که نسیمی برساند خبرت را
یک عمربه خاک دل من ریشه دواندی
حق نیست به دشمن برسانی ثمرت را
هر لحظه به روی سر تو سایه ی من بود
بر ریشه ی من خوب نشاندی تبرت را
رد می شوی از خواستن وعشق من اما
بد نیست نگاهی بکنی پشت سرت را
.#
بر زلف سیاهم تو نشاندی سحرت را
ای کاش به پایان برسانی سفرت را
خشکیده دواتم به چه رنگی بنویسم
با خون دلم نقش نمایم اثرت را
دور از منی و فاصله بسیار و دلم تنگ
باید که نسیمی برساند خبرت را
یک عمربه خاک دل من ریشه دواندی
حق نیست به دشمن برسانی ثمرت را
هر لحظه به روی سر تو سایه ی من بود
بر ریشه ی من خوب نشاندی تبرت را
رد می شوی از خواستن وعشق من اما
بد نیست نگاهی بکنی پشت سرت را
.#
- ۵۲۳
- ۰۸ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط