{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قاتل زنجیرهای من p

قاتل زنجیره‌ای من ⛓️🩸(p4)

همینجوری داشتن نوشیدن هاشو می خوردن که ا/ت لب زد

+ممنونم بابت نوشیدنی و کیک شکلاتی خدافظ تا کلاس دیر نشده
_خواهش میکنم به لحظه صبر کنه باهمدیگه بریم

تهیونگ داشت سعی می کرد ا/ت رو عاشق خودش کنه خبر نداشته خیلی دقت ا/ت دلباخته اش شده همینجوری که داشتن نی رفتن سمت‌ کلاس تهیونگ زودتر وارد شده ا/ت هم پشت سرش هر کدوم سرجای خودشون نشستن هرکدوم سرگرم حرف زدن ما رفیق هاشون بودن ‌که معلم وارد ‌کلاس شده همون لحظه ا/ت سرشو برگردوند با دیدن صورت معلم شک شده

ویو ا/ت
نمی دونم چیشده سرمو برگردوندم تا با معلم روبرو شم که رفیقم یا داداش دومم رو دیدم که شده استادمون از شک در اومدم مثل آدم نشستم تا اینکه لب زد

€سلام من جئون جیهوپ هستم (جدی )
€هرسوالی داری می تونی بپرسین؟
^استاد شما با خانوم ا/ت نسب داری ؟(عشوه ، نازه )
€بله خواهر کوچیک بنده هستن سوال های خانوادگی نداریم (جدی)
^آها باشه
€باشه سوالی نداری درس رو شروع می کنیم

شروع کرد به درس دادن اَه من همیشه از درس فیزیک بدم میاد اینو ولش چقدر داره توضیح میده اینقدر یادداشت کردم این زنگ رو چرا نمی زنند بزنند من برم خونه پیش تخت نازنینم تا روش بخوابم
دی دی دی [مثلا صدای زنگ 😑💔]

آخیش بلخره زنگ رو زدن همینجوری داشت میرفت پایین تهیونگ دید که رفت پشت حیاط دانشگاه یه ولش گفته رو رفت سمت‌ خونه...

ویو تهیونگ
خب حالا وقتش برم سراغ اون پسر خودم دیدم رفت پشت حیات دانشگاه آروم رفتم‌سمت‌ پشت حیات دانشگاه دیدم پسر پشتش به من چاقو رو آروم در آوردم به سمتش حمل ور شدم چاقو رو فرو کردم تو شکمش همون کار رو ده بار تکرار کردم

[ویو راوی ]

تهیونگ سرشو بالا آرود با یه دختر روبرو شده دختر وقتی نگا پسر رو دید کل صورتش خونی بود با خند سادیسمی بهش زل زد ترسید یه قدم رفت عقب که تهیونگ بلند شد اومد سمتش چاقو فرو کرد تو گردنش در آورد فرو کرد تو شکمش ده بار تکرار کرد که مطمئن شد مردن سریع صورتشو با بطر آب شست لباس هاشو عوض کرد اون لباس های خونی و چاقو رو انداخته تو کیفش و سریع ترک کرد محل رو رفت سمت‌ ماشینش سوارش شده و رفت سمت‌ خونش که دید ا/ت دوتا پسر میخواست تجاوز کنند بهش سریع از ماشین پیاده سده رفت سمت اولی پسر یه مشت کوبید دومی را با مشت لگد زد زنگ زد بادیگارد ها که اون دوتا مرد رک ببرن زير زمین عمارت تا کار نمیه کارش تمومه کنه همینجوری که بادیگارد ها اون دوتا مرد رو بردن رفت سمت‌ ا/ت که روی زمین نشسته بود

_هی خوبی اتقاقی نیوفتاد بلند شو(جدی ، آروم )
+آره خوبم ممنونم که نجاتم دادی اگه نمیدادی معلوم نبود چی میشه (بغض، آروم )

تهیونگ ا/ن رو براید اسلاید بغل گرفته بردتش جلوی ماشین گذاشته و سوار شده تو مسیر راه هیچ حرفی نشده که تهیونگ لب زد
_آدرس خونتو بگو
+آدرس خونمو (یه چیزی خودتون بگی 😅🗿)

تهیونگ آدرس رو گرفته سریع ا/ت رو رسوند به خونشون یه خدافظی کرد سوار ماشینش شد....[ادامه دارد]
دیدگاه ها (۲۶)

تهکوک 🛐🫦🍓💞✨️

سلام تا الان سه تا درخواستی داشتم يکيش از تهیونگ بود که همون...

قاتل زنجیره‌ای من ⛓️🩸(p3)~آره خری که ... هوی هواست بهم هست +...

قاتل زنجیره‌ای من ⛓️🩸(p2)در کلاس باز شده یه پسر قد بلند وارد...

قاتل زنجیره‌ای من ⛓️🩸(۸p)تااینکه تهیونگ بلند شده دستشو گرفت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط