باز در میکده سر حلقه ی رندان شده ام
باز در میکده سر حلقه ی رندان شده ام
باز در کوی مغان بی سر و سامان شده ام
نه به مسجد بودم راه و نه در میکده جای
من سرگشته در این واقعه حیران شده ام
بر من خسته ی بیچاره ببخشید که من
مبتلای دل شوریده ی نالان شده ام
رغبتم سوی بتان است ولیکن دو سه روز
از پی مصلحتی چند مسلمان شده ام
بارها از سر جهلی که مرا بود به سهو
کرده ام توبه و درحال پشیمان شده ام
زاهدان از می و معشوق مرا منع کنند
بهتر آن است که من منکر ایشان شده ام
گفت رهبان که عبید از پی سالوس مرو
زین سخن معتقد مذهب رندان شده ام
باز در کوی مغان بی سر و سامان شده ام
نه به مسجد بودم راه و نه در میکده جای
من سرگشته در این واقعه حیران شده ام
بر من خسته ی بیچاره ببخشید که من
مبتلای دل شوریده ی نالان شده ام
رغبتم سوی بتان است ولیکن دو سه روز
از پی مصلحتی چند مسلمان شده ام
بارها از سر جهلی که مرا بود به سهو
کرده ام توبه و درحال پشیمان شده ام
زاهدان از می و معشوق مرا منع کنند
بهتر آن است که من منکر ایشان شده ام
گفت رهبان که عبید از پی سالوس مرو
زین سخن معتقد مذهب رندان شده ام
- ۶۹۸
- ۱۵ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط