{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب الشهدا و الصدیقین

بسم رب الشهدا و الصدیقین

طنز شهدا

دسته ما معروف شده بود به دسته‌ی پیچ و مهره‌ای ها!
تنها آدم سالم و اوراقی نشده ، من بودم که تازه‌کار بودم و بار دوم بود که جبهه آمده بودم.
دیگران یک جای سالم در بدن نداشتند. یکی دست نداشت ، آن یکی پایش مصنوعی بود و سومی نصف روده هایش رفته بود و چهارمی با یک کلیه و نصف کبد به زندگانی ادامه می‌داد و… یکی از بچه ها که هر وقت دست و پایش را تکان می‌داد انگار لولاهایش زنگ زده و ریزش داشته باشد ، اعضا و جوارحش صدا می کرد ، با نصفه زبانی که برایش مانده بود گفت:
«غصه نخورید ، این دفعه که رفتیم عملیات از تو کشته‌های دشمن یک ـ دو جین لوازم یدکی مانند چشم و گوش و کبد و کلیه می‌آوریم ، تقسیم می‌کنیم تا هرکس کم و کسری داشت ، بردارد.
علی ، تو به دو سه متر روده ات می رسی.
اصغر ، تو سه بند انگشت دست راستت جور می شود.
ابراهیم ، تو کلیه دار می شوی و احمد جان ، واسه تو هم یک مغز صفرکیلومتر کنار می گذاریم.
شاید به کارت آمد «همه خندیدند جز من»
آخه احمد من بودم !
رفاقت به سبک تانک.امیران کریمی دزفول.

شادی روح شهدا امام شهدا صلوات
http://line.me/ti/p/%40yck0500m
لینک کانال مون در تلگرام
https://telegram.me/shahid313gomnam
التماس دعا
#شهدا
دیدگاه ها (۱)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁰ویو: جونگ‌کوکچند ثانیه بعد از حر...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

صدای باز شدن در آمد.تو روی مبل لم داده بودی، با چند تا کیسه‌...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

سناریو تهیونگ

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش اول_ حس نومیدی از این‌جا ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:28خوب که شدی میریم اونجا...

پارت: 18 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**دخمه‌ی تجهیزاتِ سمعی‌بصری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط