{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+why me?

+why me?
-I shouldn't fall in love with you...........
p.8

لیا داشت با جدیتِ کامل پفک می‌خورد، انگار نه انگار نصفه‌شبه و نصفِ شهر خوابیده. منم روی مبل لم داده بودم و فقط نگاهش می‌کردم که چطور با هر لقمه، بیشتر هیجان‌زده می‌شه.

یهو گفت: 
ا.ت، تو اصلاً این چیزا رو توی خونه داری؟

گفتم: چی رو؟

گفت: یعنی یه زندگی نرمال... مثلا یه بسته چیپس، یه پتوی مسافرتی، یه چیزی که بشه نصفه‌شب خورد و پخش شد روی مبل؟

زدم زیر خنده. 
+لیا، من رئیس یه شرکت‌ام. نه دانشجو.

لیا یه نگاه عجیب بهم کرد و گفت: 
دقیقاً مشکل همینه. تو زیادی شیک و رسمی زندگی می‌کنی.

بعد از جاش پرید و رفت سمت آشپزخونه. 
چند ثانیه بعد با یه بسته بزرگ بیسکوییت برگشت و گفت: 
اینم از انبارِ اضطراریِ لیا. هر خونه‌ای باید داشته باشه.

گفتم: تو که گفته بودی از قبل همه‌چی آوردی.

لیا خیلی راحت جواب داد: 
اون برای شروع بود. این برای بحرانِ واقعی‌ه.

هنوز حرفش تموم نشده بود که یهو یکی از اون بیسکوییتا از دستش لیز خورد، پرید روی زمین، بعد با یه حرکت کاملاً سینمایی قل خورد و رفت زیر میز. 
لیا هم دقیقاً همون لحظه خم شد که بگیره‌ش، اما لبه‌ی میز خورد به پیشونیش.

من خشکم زد، بعدم انفجار خنده. 
لیا با دست پیشونیش رو گرفته بود و با ناراحتی ساختگی گفت: 
داری می‌خندی؟! من زخمی شدم!

گفتم: زخمی؟ تو با یه بیسکوییت خودتو ناک‌اوت کردی!

لیا هم که داشت خودش رو جمع‌وجور می‌کرد، یه دفعه گفت: 
نه، صبر کن... من هنوز اون یکی بسته رو دارم.

بعد بسته رو باز کرد، اما فشارِ زیادی داد و یه مشت پودر بیسکوییت پاشید رو شونه‌ی من. 
هر دوتامون چند ثانیه فقط به هم نگاه کردیم.

بعدش من یه ابرو بالا انداختم و گفتم: 
لیا... تو واقعاً اومدی مهمونی یا اومدی خانه‌تکانیِ آشپزخونه راه بندازی؟

لیا زد زیر خنده، اون‌قدر که تقریباً از رو مبل افتاد. 
منم دیگه نتونستم جلوی خنده‌مو بگیرم.

همون‌جا وسط پفک، بیسکوییت، خنده و یه پیشونیِ کمی قرمز، فهمیدم این شب از اون شباییه که هیچ‌وقت یادم نمی‌ره...........
ادامه دارد..........
دیدگاه ها (۲)

+why me?-I shouldn't fall in love with you...........p.9هنوز...

+why me?-I shouldn't fall in love with you...........p.10لیا...

+why me?-I shouldn't fall in love with you...........p.7ساعت...

+why me?-I shouldn't fall in love with you...........p.6ساعت...

■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■Sweet Love²²**صبح روز بعد**نور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط