بیا بو بکشبیشتر عمیق تر

بیا بو بکش...بیشتر. ..عمیق تر

بو را استشمام می کنی؟

این بو، بوی کهنگی تنهایی من است

که وجودم از بویش دارد خفه می شود

و لحظه به لحظه موریانه های دلتنگیم
مشت مشت تنهایی ام را به تاراج می برند

و تنهایی ام هراسان و رنگ پریده
جان خود را طلب می کند

ولی دلتنگی ام لجبازتر از تنهایی ام می شود

و بر تنهایی ام غلبه می کند
و خیال تو را در تنهایی ام پر می کند
دیدگاه ها (۱)

دیدی آخر دست خالی آمدماز بازار صداقتنگاهش را ندیدم نگاه دیگر...

خیالت خستگی ناپذیر استسالهاست خیالت در ذهنم خسته نشده و بدون...

به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟سربه تایید تکان دادی و گ...

تمامِ دین و دنیایم، فدای دردِ سرهایتچه دردی میکشم وقتی، که د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط