تمام دین و دنیایم فدای درد سرهایت

تمامِ دین و دنیایم، فدای دردِ سرهایت
چه دردی میکشم وقتی، که دورم از نفسهایت

شبیه آدمِ برفی، اگر تنها ترین باشم
تورا اینگونه میخواهم، تورا تنهای تنهایت

کسی جز من چه میفهمد؟؟ کسی جز من چه میداند
چه عشقی دارد این بوسیدنِ ردِّ قدمهایت

من اینجا در زمین آدم، تو ماهِ آسمانهایی
عجب راه درازی هست، تا آغازِ دنیایت

مرا اینگونه باور کن، کمی عاشق، کمی خسته
تو هم گاهی مدارا کن، تو با چشمانِ زیبایت
دیدگاه ها (۱۰)

به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟سربه تایید تکان دادی و گ...

بیا بو بکش...بیشتر. ..عمیق تربو را استشمام می کنی؟این بو، بو...

دیدنت در زیر باران در خزان قسمت نشدبودنم با عشق تو در این جه...

به نستعلیق قرآن می سپارم اشتباهم راچه لذت بخش کرده خط چشمانت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط