{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمده بودی بسوزانی سوختم حالا برو

آمده بودی بسوزانی سوختم حالا برو

شعله ای آتش شدم افروختم حالا برو

بی وفایی از توبود آتش زدی بر هستی ام

پیرهن مشگی برای خاطراتم دوختم حالا برو
دیدگاه ها (۳)

وقتی مریض بودی ولی …

رمان تو خود منی

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

سایه ای در راهروهای نقره ای

پارت چهارمسئومی دنبال من و چان اومد و روی میل سمت راست چان ن...

تولدت مبارک جونگکوکا تو برای من فقط یه خواننده نیستی ، تو یه...

رفتی و کوهی از غم بر روی شانه‌های ما گذاشتی ❤️‍🩹🖤.چهل روز اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط