{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#اسراف

#اسراف
تکه نان خشکی را روی زمین دید. خم شد و آن را برداشت.در کنار کوچه نشست و با آجر به آن نان کوبید وخرده های آن را در مقابل پرندگان ریخت تا نان اسراف نشود.
#کتاب خدای خوب ابراهیم♥ ️ #صلوات یادتون نره :)
#شهیدانه #حدیث_عشق ❄ ️
#خاکیان_خدایی #بخون
دیدگاه ها (۲)

🌷 #رهبرانقلاب : من از نزدیک شخصیت، هویت و عظمت روحیِ جوانان...

عشقت چو درآمد ز دلم صبر بدر شداحوال دلم باز دگر باره دگر شد ...

بسیجی ۱۹ ساله، محمد مهدی رضوان در عملیات ایست و بازرسی تهران...

🍃 ✨ شاعر شدم که با قلم ساحرانه‌امدر قاب شعر، عشق تو را جا کن...

اوج نفرت را روی تختش تجربه کرد ، وقتی نور شدید خورشید از پنج...

سایه های کلاغ

۱آن روز صبح هوای بهار آنقدر خُنک بود که پنجره ها را بخار پوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط