تو را می خوانم
تو را می خوانم
با بغض کال ، در پناه یک التماس بارانی تو را می خوانم.
در لابه لای دامن پر چین شب با حضور مهتاب و قلم تو را می خوانم.
تو را میخوانم تا که اگر آمدنت نزدیک است بگو تا زمین و زمان را فرش راهت کنم .
با بغض کال ، در پناه یک التماس بارانی تو را می خوانم.
در لابه لای دامن پر چین شب با حضور مهتاب و قلم تو را می خوانم.
تو را میخوانم تا که اگر آمدنت نزدیک است بگو تا زمین و زمان را فرش راهت کنم .
- ۳۸۵
- ۰۳ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط