{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را می خوانم

تو را می خوانم
با بغض کال ، در پناه یک التماس بارانی تو را می خوانم.
در لابه لای دامن پر چین شب با حضور مهتاب و قلم تو را می خوانم.
تو را میخوانم تا که اگر آمدنت نزدیک است بگو تا زمین و زمان را فرش راهت کنم .
دیدگاه ها (۲)

بدون شرح

http://www.ravanyar.com/FunnyTests/picture/tasavir/tasavir.a...

.....

نیویورک

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

سواد رابطه عاشقانه های شبنم

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p36همین که خواست از روی یه ریشه‌ی بزرگ رد...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے¹بوی تند...

ادامه فصل دوماو به سمت ا. ت آمد و او را از زمین بلند کرد. دس...

یه تک‌پارتییی جدید از نامجونننن شیییی؟؟:))) به قلم لینا:)من ...

پارت ۳۰

نشان سوخته.

قول بده...تا وقتی خاک، تنم را در آغوش نگرفته، از یادم نروی.ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط