{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شد

صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شد
قلب من با رفتنت از عشق هم ؛ محروم شد
دل که درزندان چشمانت دقایق می شمرد
عاقبت حکمش رسید از دوریت محکوم شد
من تظاهر می کنم خوبم ولی دردی عجیب
جا گرفت درسینه ام یکباره دل مسموم شد
فارغ از خود بودنم ..در گیرودارزندگی
قلب من بازیچه ی .. دستت مثال موم شد
ظلم چشمانت نصیبم شد دراین بازی ِ تلخ
سهم من تنها نشستن با دلی مظلوم شد

عشق با تلخی خود درقلب من جا ماندَست
رفتی و دل را شکستن عادتی مرسوم شد
دیدگاه ها (۲)

حس عجیبیهوقتی میفهمی عاشق شدیهمه چیز عوض شدهحتی خودتوقتی میف...

ﺍﻧﮕﺎﺭﯼ ﺗﻮﯼ ﺷﺒﺎﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻮ ﻣﺎﻝ ﻣﻨﻪﺍﻣﺘﺪﺍﺩ ﻧﺎﺯ ﭼﺸﻤﺎﺕ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣ...

"ﺍﻟﻬﯽ "ﺑـﻮﯼ ِﻧﺎﺏ " ﺑﻬﺸـﺖ "ﻣﯿﺪﻫﺪ ﻫﻤـﮥ ﻧﺎﻣﻬﺎﯼ "ﻗﺸـﻨﮓ ِ ﺗــﻮ "ﻣ...

چرا یوسف شوم؟ اینجا مگر یوسف بها دارد؟ چرا موسی شوم؟ اینجا ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط