{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آهو

پارت 57

از زبان ارین

چند روز از اون اتفاق گذشته بود
اما اهو همش تو خودش بود
فقط برای ناهار از اتاقش میومد بیرون شام هم نمی‌خورد

ساعت 2 بود نمی‌دونم چرا
دلم خیلی شور میزد اهو شام هم نخورده بود رفتم از آشپز خونه
براش یچیزی بیارم بخوره
در اتاقش رو زدم صدایی نشنیدم
چند باز زدم نگران شدم درو باز کردم دیدم اهو نیست
ساعت 2 شب کجا می‌تونه رفته باشه همه خونه رو گشتم
واقعاً نمی‌دونستم چیکار کنم اگه عمه میفهمید عروسش گم شده
چه خونی به پا میکرد
از یه طرف هم نگران اهو بودم
نمی‌دونم چم شده
این احساس لعنتی که بهش دارم چیه
یهو یه صدایی از پشت بوم اومد
نگاهم افتاد به در پشت بوم قفلش باز بود
وای خدا کنه همونی که فکر میکنم نباشه
دیدگاه ها (۰)

اهو

اهو

آهو

#درخواستی_چانگبینساعت از نه شب گذشته بود و چانگبین باید الان...

part:26name: عشق و جداییویو بورا با جیمین رفتیم اشپز خونه او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط