{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اول1️⃣

پارت اول1️⃣

صحنه:

هوا بارونی بود دازای آروم به سمت یک خیابون میرفت قرار بود با کل آژانس مسلح بره بیرون یه آخر هفته خوب باشه

صدای ضعیف اما قوی میومد:«هی آقا..کمکم کنید»

دازای به سمت کوچه تاریک که صدا میومد رفت.دختره افتاده بود بدنش پر چاقو بود به سمتش خم شد گفت:«حالت خوبه؟ کی باهات همچین کار وحشت انگیزی کرده؟»

دختره ساکت شده بود دازای آروم بغلش کرد و به سمت اعضای آژانس مسلح رفت

آتسوشی:«دازای!اون دختره کی؟ببینم چرا داره خونریزی می‌کنه؟

ادامه پارت بعد...
دیدگاه ها (۲)

پارت دوم2⃣دازای نگاهی به آتسوشی میندازه میگه:«نمیدونم ولی هر...

پارت سوم3⃣دازای تمام اطلاعات که داشت رو به خانوم گفت.کونیکدا...

چنتا سم براتون از پینترست آوردم😂😂😂

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁹ویو لیلی ___"آخه… چه‌طو...

آغوش عشق در کنار مافیا[ سر پارت قبلی آب شدممم]میرادردی تو دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط