تا بود بارغمت بردل بی هوش مرا

تا بود بارغمت بردل بی هوش مرا
سوز عشقت ننشاند زجگر جوش مرا
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
تا به خاطر بود آن زلف و بنا گوش مرا
دیدگاه ها (۱)

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿جفا از سر گرفتی یاد می‌دارنکردی آن چه...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

داستان کودکانه «ستاره‌ای که در قلب ما می‌درخشد» به نویسندگی ...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت سوم :گوش فرا دادن به وحی : اکنون ...

پارت ۵ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو نوسنده بعد از کلاس ها وقت کت...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط