{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا بود بارغمت بردل بی هوش مرا

تا بود بارغمت بردل بی هوش مرا
سوز عشقت ننشاند زجگر جوش مرا
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
تا به خاطر بود آن زلف و بنا گوش مرا
دیدگاه ها (۱)

#تراکتور

ارغوان شاخه همخون جدا ماندهٔ منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفت...

امدم خانه سر راه  پسرخاله را دیدم و دعوا و کتک کاری حاضر نبو...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط